یکشنبه, 22 تیر 1399
شناسه خبر:602
به قلم مهدی عزیزی؛

پیام های داخلی، منطقه ای و جهانی انتخابات ایران

  • انداز قلم

اتدیشکده قدس؛ امروز یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس خبرگان رهبری ایران برگزار می شود. حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در نخستین دقایق  آغاز رای گیری نشان از اهمیت این فرایند سیاسی و اجتماعی دارد.

پیشنهاد سردبیر

تفسیر این موضوع که چرا انتخابات ایران در تمامی سطوح تا این اندازه برای اروپایی ها ؛آمریکا و رسانه های آنان مهم است، بیشتر  به ماهیت انقلاب اسلامی ایران در اهداف، تأثیرگذاری در محیط پیرامونی و فراتر از آن ایدئولوژیک بودن آن باز می گردد.

انقلاب ایران متفاوت از تمامی تعریف های سیاسی و مصداق های تحمیلی ، یک بسته ارزشمند و محتوای اعتقادی ملی و اسلامی برای داخل و خارج است.

در چهار دهه گذشته هر مناسبت سیاسی و رویداد اجتماعی  ایران که شاید می‌توان آن را یک موضوع داخلی تلقی کرد، به عنوان یک محور مهم و کانون تحول در عرصه بین المللی تبدیل شده است.

چرا که برخی کشورها همواره جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک الگوی بی نظیر می دانند  که توانسته است بین مردم سالاری و اسلامیت پیوندی مهم ایجاد کند .

به گونه ای که تعریف و مصداق های این فرایند اجتماعی و سیاسی به طور کلی متفاوت از مدل غربی آن شده است.

به عبارتی دیگر انتخابات در ایران  بسیار متفاوت از آنچیزی است که در غرب رخ می دهد. حال آنکه انتخابات در مفهوم غربی آن تنها  به شاخصه های دموکراسی و آن هم نوع مدیریت شده اتکا می کند.

 به عبارتی ساده می توان گفت که مردم سالاری بدون اسلام و اسلام بدون مردم سالاری تکمیل نمی شود یا دست کم  انقلاب اسلامی ایران و رهبران آن به شدت به ترکیب و پیوند این دو واژه معتقد هستند و به آن احترام می گذارند.

حال بیایید این موضوع را با کشورهای عربی منطقه و حتی جهان مقایسه کنیم؟ در بیشتر کشورهای عربی خلیج فارس مفهوم و واژه ای به نام انتخابات در  ادبیات سیاسی آنان وجود ندارد و حتی این موضوع را در نازل ترین سطوح فرایند های سیاسی نمی توان دید.

تا  آنجا که انتخاب یک مدیر عادی برای یک موسسه بر اساس فرایند وابستگی‌های موروثی و پادشاهی انجام می گیرد.

از این رو با نگاهی به پسوندهای فامیلی مدیران و مقام های برخی کشورهای عربی می توان به این موضوع پی برد.

بیشتر کشورهای عربی همواره عدد  ۹۸ درصد را بعنوان یک شاخص برای ساختار سیاسی خود حفظ کرده اند به این معنا که در برگزاری هر انتخابات این عدد شگفت انگیز و طلایی مطرح می شود.

 جالب اینجاست که در بسیاری از همین کشورهای عربی تحت حمایت آمریکا که مدیریت یک ساختار مستبد و دیکتاتوری را رهبری می کرد هیچ انتخابات آزادی برگزار نشد و اگر هم در برخی از آنها انجام می شد تنها دیکتاتورها خود را به معرض رای عمومی گذاشتند آن هم نتایج از پیش تعیین شده بود.

بعنوان نمونه، صدام در عراق ؛ بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر با پایان مدت ریاست جمهوری خود به تنهایی به عنوان نامزد ریاست جمهوری شرکت می کردند و مردم تنها می توانستند دیدگاه خود را با آری یا خیر اعلام کنند اما به شرطی که می توانستند این کار را انجام دهند یا اطمینان داشتند که رای واقعی آنان می تواند وضعیت موجود را تغییر دهد .

مثلا گفته می شود که در زمان صدام و حسنی مبارک برگه های رای آری و خیر با رنگهای خاصی مشخص شده بود و باید این پرسش را مطرح کرد که چه کسی جرات داشت برگه های رای خیر را که رنگ مشخصی هم داشت انتخاب کند؟

نتیجه انتخابات هم از قبل مشخص بود 99/98 درصد را همه دیکتاتورهای عرب به خود اختصاص داده بودند.

در چنین کشورهایی که مدح پادشاه و امیر و رِئیس جمهور تا چند سطر روزنامه های را پر می کند اساسا انتخابات و احترام به آرای مردم اهمیت ندارد. برگزاری همین سطح نازل و نمایشی از انتخابات نیز به دلیل فشار برخی سازمان های مردم نهاد بین المللی و نیز حفظ ژست سیاسی و دموکراتیک آمریکایی ها بود.

آمریکایی‌ها و رسانه‌های آنان با درک کامل از این رفتار فریبکارانه سیاسی اما هیچگاه آنها و نیز رسانه هایشان در برابر این دیکتاتورهای عربی مخالفتی نکردند. جالب‌تر این که حتی تلاش کردند که ساختار دیکتاتوری سعودی ؛ پادشاهی و نظام خلیفه ای و ساختار امیری در کشورهای عربی را توجیه کند.

اینجاست که همین کشورهای عربی مانند سعودی و بحرین که کمترین درک سیاسی از برگزاری انتخابات و تجربه آن را دارند یا اساساً تجربه نکردند حجم انبوهی از اخبار و تحلیل های سیاسی درباره انتخابات ایران را منتشر می کند.

حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا انتخابات ایران هم برای ایران هم برای غربی ها و هم برای همپیمانان ایران مهم است؟

هر سال با برگزاری انتخابات یا هر مناسبت سیاسی، ملی  و اسلامی باید منتظر حجم انبوه دروغ های  رسانه ای علیه انقلاب ایران بود تا آنجا که امسال دولت آمریکا در یک اقدام زشت سیاسی و مداخله جویانه برخی از اعضای شورای نگهبان ایران را تحریم می کند .

تنها پاسخ کوتاه و خلاصه برای این پرسش‌ها را می‌توان در این نکته یافت که انقلاب ایران پیش از پیروزی و بعد از پیروزی همواره شاخصه‌های اقتدار و قدرت خود را از پشتوانه مردمی و اسلامیت گرفته است برخلاف بسیاری از کشورهای عربی که دارای اقتدار ملی نیستند و تضمین سیاسی و پایداری قدرت خود را از عنصر خارجی مانند رژیم صهیونیستی و آمریکایی ها می گیرند.

اما انقلاب ایران و جمهوری اسلامی ایران معتقد است پشتوانه مردمی برای تصمیم گیری های سیاسی و میدانی و نظامی و نیز هویت اجتماعی آن بسیار مهم است این پشتیبانی که بخش مهمی از آن در انتخابات متبلور می شود و این حضور تاثیرگذار ترین عنصر برای مشروعیت و هویت داخلی و بین المللی انقلاب اسلامی ایران است.

ایران  این موضوع را در مناسبت های مختلف نشان داده است که نمونه های اخیر آن حضور بیش از ۳۰ میلیون نفر از مردم ایران در مراسم تشییع پیکر مطهر سردارشهید حاج قاسم سلیمانی و نیز مناسبت ملی و اسلامی ۲۲ بهمن بود.

اینجا دیگر حضور مردم در انتخابات و مناسبت های ملی و اسلامی تنها به تقویت موضع داخلی و بین المللی جمهوری اسلامی ایران نمی‌انجامد بلکه از سویی دیگر موضع کشورها و ملت های مقاومت اسلامی و مردم منطقه را تقویت می‌کند و باعث دلگرمی آنها می‌شود.

آنان بخوبی دریافته اند که جمهوری اسلامی پشتبانی گفتمان مقاومت اسلامی در منطقه است  و اگر این شاخصه‌ها و اقتدار در داخل تقویت شود بی تردید همپیمانان و دوستان تهران هم خرسند و دلگرم تر خواهد شد و سوی دشمنان و اردوگاه معاند  نیز امید خود را برای تغییر این ساختار قدرتمند از دست خواهد داد.

 اما با تمامی ارزیابی هایی که این رسانه‌ها را آمریکایی‌ها از آینده سیاسی ایران و محور مقاومت دارند تلاش خود را برای اعتبار زدایی و تقلیل این شاخصه مهم اقتدار مردم ایران به کار می گیرند.

چرا که به خوبی میدانند انتخاب حضور مردم در انتخابات به معنای تایید نظام جمهوری اسلامی ایران مقاومت فلسطین و حمایت از گفتمان مقاومت اسلامی است و این چیزی است که آنان را می آزارد.

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد