جمعه, 24 مرداد 1399
شناسه خبر:536
به قلم محمد شاهدی - کارشناس مسائل خاورمیانه؛

سایکس پیکو جدید در منطقه پشت پرده استقلال خواهی کردستان

  • انداز قلم

اندیشکده قدس؛ تاریخ روایتگر حوادث و اتفاقات گذشته است و شناخت آن می تواند به تحلیل و چشم انداز آینده کمک شایانی کند.از گذشته تا به امروز حوادث تلخ و شیرین، سرنوشت ملت ها و دولت ها را تغییر داده است. طمع، منافع شخصی،زیاده خواهی ها و طرح های استعماری دولت ها از گذشته ای دور تا امروز آبستن تغییرات بسیاری در جای جای جهان بوده است.

بصیرت و دشمن شناسی

سوالی اساسی از دیرباز همواره مطرح می شد که این همه پیشرفت و ترقی کشورهای غربی که خود را منادی دموکراسی و رهبری دنیا می دانند از کجا آمده است؟  با اندکی بررسی و تحقیق مشخص می شود که از تمدن و بالندی کشورهای اسلامی، از سرمایه های مالی، انسانی، انرژی و از استعمار متمادی کشورهای  دیگر من جمله کشورهای اسلامی چنین ترقی و پیشرفتی نصیبشان شده است.
 
در سال 1916 در خلال جنگ جهانی اول موافقت نامه ای بین دو کشور انگلیس و فرانسه معروف به موافقت نامه "سایکس - پیکو " یا موافقت نامه آسیای صغیر شکل گرفت. که اساس آن منافع و مطامع استعماری دول غربی در تسلط بر منابع مهم و اثر گذار انرژی منطقه و بر اساس تئوری مکیندر (یعنی سلطه بر منطقه قلب جهان ) نقشه خاورمیانه را تغییر دادند که مفاد آن نشان از برنامه ریزی دول استعماری برای تسلط بر آینده منطقه وجهان بود:
 
سرزمین های عربی امپراطوری عثمانی به دو منطقه نفوذ سیاسی و اداری الف و ب تقسیم شود.

منطقه الف شامل بخش اعظم لبنان ، سوریه، آدنا ، سیلسلیا و دیاربکر در  ترکیه و شمال عراق از جمله موصل تحت نفوذ و استعمار کشور فرانسه قرار گیرد.
 
منطقه ب شامل بخش جنوبی سوریه ، اردن ، مناطق مرکزی و جنوبی میانرودان شامل بغداد و بصره تا خلیج فارس و بنادر حیفا و عکا با حفظ دسترسی به مدیترانه تحت نفوذ و استعمار کشور بریتانیا قرار گیرد.

بیت المقدس تحت نظات بین المللی قرار گیرد.

استانبول – تنگه بسفور و داردانل و همچنین ولایت های ارمنی نشین ترکیه و کردنشین عراق تحت نفوذ روسیه تزاری قرار گیرد. (با فروپاشی روسیه تزاری این ماده منحل گشت)
 
البته ترسیم مرزهای کشورهای عرب شمال آفریقا در وظایف سایکس - پیکو نبود اما آن منطقه نیز به دو حوزه مجزای نفوذ تقسیم شده بود. یعنی مصر تحت نفوذ بریتانیا و مغرب، تونس، الجزایر و مراکش تحت نفوذ فرانسه. به این ترتیب عملا جهان اسلام را میان خود تقسیم کرده بودند تا هم بر منابع عظیم انرژی آنها سلطه داشته باشند و هم با هدایت این کشورها و تغییر در سبک و روش و اعتقادات این ملت ها همواره آنان را درکنترل خود داشته باشند.

این در حالی است که نقشه شوم طرح تقسیم و شکست عثمانی با کمک ملت عرب منطقه محقق گشت، کشور بریتانیا که در سال 1910 به ملت های عرب درمقابل شورش علیه عثمانی وعده استقلال داده بود. به یکباره پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی خلف وعده کرد و طرح قیمومیت از قبل برنامه ریزه شده را کلید زد و نظم جدید ژئوپلتیکی منطقه را شکل دادکه نشان از چهره واقعی این استعمارگر پیر دارد. این که با سیاست های تفرقه بیانداز و حکومت کن و با وعده های پوچ و توخالی همواره سعی در اغفال و گمراهی دولت مردان سرسپرده عربی را در سر داشتند از گذشته تا به امروز تکرار شده است.

نوع مرز بندی های امروزی در منطقه غرب آسیا از باقی مانده آن طرح خبیث استعماری بود که تا امروز ادامه دارد تا جایی که باز هم به این نوع تقسیم نیز رضایت نمی دهند و در پی نقشه جدید دیگر هستند. اصطلاح خاورمیانه جدید، برای اولین توسط کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده آمریکا دردوران جرج بوش مطرح کرد که از آن بعنوان «درد زایمان» بمعنای نیاز جدی برای ایجاد کشورهای جدید و تازه تاسیس یاد کرد. جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی با حزب ا.. لبنان آغاز گر آن بود تا طرح سایکس - پیکوی جدید دیگری را در منطقه کلید زند.
 
مبنای طرح جدید که در سالهای بعد و امروز به عنوان استراتژی و سیاست دول غربی قرار گرفته است، کوچک کردن بیشتر کشورهای این منطقه است. یعنی تبدیل شدن به کشورهای کوچک و قدرت کم اثر تر.  البته این بار تقسیم بر اساس فرقه ای و مذهبی است ( سنی ، شیعه ، کرد ، مسیحی و یهودی اسراییلی ) یعنی اختلاف و شکاف در این منطقه آنقدر باید بالا رود که جنگ های داخلی بین فرق مختلف مذهبی و اقوام موجود سبب جدایی و مرز بندی جدید گردد. کماکان با سرگرم کردن این کشورها به دشمن دور و دشمن نزدیک آنها را به ایجاد و تحقق این طرح سوق دهند.البته تولد نیروها و گروهای افراطی چون : القاعده ، طالبان و داعش و همه گروه های سلفی در این راستا معنا می یابد.

برنارلد لویس شرق شناس اروپایی به درستی اشاره می کند: در عراق به شیعه و سنی دامن زده   می شود.کانال های طایفه ای و فرقه ای در جهان عرب به مثابه هیزم آن هستند.

حال که سیگنال هایی مبنی بر رفراندوم و جدایی کردستان عراق شنیده می شود باز هم تکرار چنین طرح های تجزیه و تقسیم با همراهی دول غربی به گوش می رسد در حالی که در ظاهر مخالف و در پنهان همراهی می کنند.

مخالفین طرح استقلال :

1 - کردهای ساکن در مناطق کرد نشین نیز بر سر جدایی اختلاف های اساسی دارند مخصوصا احزاب اسلامی و حتی رهبران اقلیم کردستان عراق جلال طالبانی و بارزانی نیز بر سر این مساله اجماع ندارند.تفاوت نژادی کرد های منطقه یعنی سورانی و کورمانژ نیز مانع ارتباط و یکدستی و اتحاد و استقلال کردهای منطقه می شود.حتی پیوستگی زبانی هم ندارند. تا جایی که حزب اتحادیه میهنی کردستان هم گویی به دنبال افزایش اختیارات و گرفتن امتیاز برای اقلیت کرد در کشور عراق هستند و مخالف چنین اقدامی هستند.

2 - اقوام سنی نیز با این چنین طرح هایی مخالف هستند.

3 – اکثریت شیعه ساکن عراق با جدایی  طلبی و تجزیه بخشی از خاک عراق مخالف هستند.

4 - کشورهای سوریه، ایران و ترکیه و عراق که یک صدا مخالف چنین حرکتی هستند چرا که  رفراندوم کردستان،یکپارچکی عراق نظم و هژمونیک منطقه و امنیت این کشورها را تهدید می کند.  بر همین اساس مقام معظم رهبری بارها در دیدار مسئولین عراقی تکرار کرده است که با تجزیه خاک عراق مخاف هستند و همواره از یک عراق متحد و منسجم حمایت می کنند و این موضع رسمی و قطعی جمهوری اسلامی ایران است.

5 – حتی اجماع جهانی هم دراین موضوع وجود ندارد.
 
موافقین طرح استقلال :
 
1 - یکی از موافقین اصلی این طرح، مسعود  بارزانی رهبر اقلیم کردستان عراق است که البته پس از مقابله با داعش و تصرف شهرهای کرکوک و سنجار به دنبال الحاق این شهرها به اقلیم کردستان هستند.
 
2 - اما نگاه کشورهای غربی کمی متفاوت است آمریکایی ها مخالف چنین حرکتی هستند اما در عمل با کمک تسلیحاتی فراوان به بهانه مقابله با داعش به کردها در تجزیه و استقلال به آنان کمک می کنند.

3 - در این میان رژیم صهیونیستی با نفوذ خود در این منطقه نقش برجسته ای در ایجاد یک بحران دیگر برای برهم زدن آرامش منطقه را داراست.
 
اما انچه از گذشته تا به امروز وجود داشته ایده جدایی و خودمختاری اقلیم کردستان عراق است اما امروزه در عمل این اقلیم نیمه مستقل اداره می شود. ارتش مجزا، سیستم آموزش و پرورش و حکومتی مجزا از حکومت مرکزی دارد والبته با کمک و مساعدت مالی دولت مرکزی عراق سرپا مانده اند و می توانند حقوق کارمندان خود را پرداخت کنند. بنابراین جدایی و استقلال این اقلیم به ضرر کرد های ساکن این منطقه است. چرا که چشم انداز کردستان بزرگ در هیچ دوره تاریخی محقق نشده است و اساسا نخواهد شد و فقط فشار را بر اقلیت کرد این منطقه را بیشتر می کند.
 
اما سوال اساسی مطرح می شود که چرا در زمانی که فتنه داعش که در چند سال گذشته به بحران بزرگی برای کشورهای منطقه و جهان تبدیل شده بود در حال نابودی است، دوباره باید فتنه دیگر این بار درمیان اقوام ومذاهب عراقی شکل بگیرد؟ گویی این منطقه نباید روی آرامش و صلح و پیشرفت را ببینند.  البته طرح تقسیم و تجزیه کشورهای منطقه یک طرح قدیمی اسرائیلی است که کشورهای منطقه باید درون خودشان تجزیه شوند و یکپارچگی و تمامیت ارضی خود را از دست بدهند و فقط اسراییل باید بزرگ و قدرتمند بماند و دیگران به قدری ضعیف باشند که یارای مقابله با آن را نداشته باشند. همچنین تجزیه عراق مدل خوبی برای تجزیه لبنان، یمن، سوریه و اردن و دیگر کشورهای منطقه محسوب می شود.
 
جالب آنکه ترامپ رئیس جمهور فعلی امریکا صریحا اعلام کرد از اوباما سلف خود، گله دارد که چرا از عراق خارج شده است و ما باید نفت عراق را از آن خود می کردیم! حتی در واکنش به سوالی که عراق یک کشور مستقل است؛ با تمسخر جواب می دهد که اصلا عراقی وجود ندارد – کجاست عراق ؟ اصلا چیزی به نام عراق وجود ندارد.
 
در این شرایط بسیار پیچیده و مبهم ضروری است که کشورها و ملت های منطقه پیش از بیش بصیرت و آگاهی از نیت و نقشه های شوم استعمار داشته باشند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد