سه شنبه, 09 آذر 1400
شناسه خبر:623

ادامه روند عادی سازی و اصرار امارات و بحرین بر منفور شدن نزد افکار عمومی

  • انداز قلم

رفتار امارات و بحرین و فاصله گرفتن آنها از فلسطین نشان می‌دهد که آنها چندان درک و توجهی به اصل مردم شناسی و توجه به افکار عمومی ندارند، نکته‌ای که در آینده نه چندان دور زمینه‌ساز انزوای آنها خواهد شد.

اسرائیل و صهیونیزم

طی روزهای اخیر «یائیر لاپید» وزیر خارجه رژیم صهیونیستی برای افتتاح سفارت‌خانه این رژیم در ابوظبی و سرکنسول‌گری تل‌آویو در دوبی به امارات عربی متحده عزیمت کرد. بحرین نیز رسماً «خالد یوسف الجلاهمه» را به عنوان نخستین سفیر خود در فلسطین اشغالی منصوب کرد.

بروز چنین رفتاری از سوی این دو شیخ‌نشین حاشیه خلیج فارس بیانگر عدم توجه دولتمردان این کشورها به مطالبه افکار عمومی و اصرار بر رویکردی است که در نهایت به انزوای آنها در جهان اسلام و منطقه منجر می‌شود.

نوع واکنش ملت‌های منطقه و جهان به جنگ ۱۲ روزه اخیر رژیم صهیونیستی علیه غزه نشان داد که جهانیان خواستار حمایت از فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی بوده‌اند.

رفتار امارات و بحرین و فاصله گرفتن آنها از فلسطین نشان می‌دهد که آنها چندان درک و توجهی به اصل مردم شناسی و توجه به افکار عمومی ندارند، نکته‌ای که در آینده نه چندان دور زمینه‌ساز انزوای آنها خواهد شد و حتی می‌تواند در لیست تحریمی‌ جنبش‌هایی مانند «بی دی اس» قرار گیرد که به تحریم رژیم صهیونیستی و حامیانش می‌پردازد.

از سویی؛ رفتار امارات و بحرین نشان می‌دهد که آنها از سرنوشت کشورهایی مانند اردن و مصر که سالهاست با رژیم صهیونیستی سازش کرده‌اند، عبرت نگرفته‌اند.

اردن از دهه ۱۹۹۰ رویکرد سازش با اسرائیل را در پیش گرفت اما اکنون با بحرانی به عنوان تجاوزات این رژیم و تحرکات اقتصادی، سیاسی و امنیتی آن مواجه است بگونه‌ای که پارلمان اردن خواستار قطع روابط و پاسخ قاطع به اقدامات این رژیم شده است.

رفتارهای رژیم صهیونیستی در قبال تشکیلات خودگردان فلسطین و کشورهای عربی که با این رژیم سازش کرده‌اند نیز نشان می‌دهد که خوی تجاوزگری این رژیم هرگز پایان ندارد و تنها راه مقابله با آن نه برقراری روابط بلکه رویکرد به مقاومت و مقابله با آن است.

از سوی دیگر؛ برخی مقامات کشورهایی مانند بحرین و امارات بر این ادعایند که رویکرد آنها به رژیم صهیونیستی برای مقابله با ایران است.

این ادعا در حالی مطرح می‌شود که اولا رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه توان مقابله با فلسطین و شکست غزه را نداشت، پس قطعا توان رویارویی در برابر ایران را ندارد.

ثانیا جمهوری اسلامی همواره بر اصل تعامل با منطقه و تلاش برای امنیت همگانی تاکید داشته که اقدامات ایران در مبارزه با تروریسم گواهی بر این امر است.

بر این اساس؛ هم‌سویی با رژیم صهیونیستی با توهم مقابله با ایران صرفا توجیهی غیر منطقی است به ویژه اینکه همگرایی و همکاری با این رژیم علیه امنیت منطقه و جمهوری اسلامی ایران قطعا با واکنشی سخت از سوی تهران مواجه خواهد شد که نتیجه اشتباه محاسباتی آنانی است که دل به حمایت رژیم صهیونیستی بسته‌اند.

نکته مهم اینکه؛ عملکرد اخیر بحرین و امارات در حالی با حمایت کامل آمریکا و شخص بایدن رئیس جمهور صورت گرفته است که بایدن ادعا کرده بود با سیاست‌های ترامپ از جمله در قبال غرب آسیا مخالف است و حتی درباره فلسطین به جای معامله قرن طرح دو دولتی را ادامه خواهد داد.

حمایت بایدن از اقدام اخیر بحرین و امارات بیانگر عدم تغییر در سیاست‌های آمریکاست و اینکه بایدن نیز راه ترامپ علیه کشورهای منطقه و جهان اسلام را در حمایت یک جانبه از رژیم صهیونیستی ادامه می‌دهد.

حمایت کاخ سفید از روند عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل، سندی دیگر بر غیر قابل اعتماد بودن آمریکاست و این حقیقت که فلسطین برای احقاق حقوق خود گزینه‌ای جز مقاومت و همگرایی با جبهه مقاومت ندارد.

دستاورد مقاومت برای فلسطین، پیروزی در جنگ ۱۲ روزه اخیر بود که دامنه جغرافیایی آن در سراسر فلسطین اشغالی از کرانه باختری گرفته تا اراضی اشغالی ۴۸ و قدس گسترده شد در حالی که ننگ سازش‌کاری و دوری از فلسطین برای همیشه بر پیشانی سازش‌کارانی چون بحرین و امارات خواهد ماند.

ارسال نظر به عنوان مهمان

  • هیچ نظری یافت نشد